ثمره زندگي زيبايمان

اينجا دفتر ثبت خاطرات دختري است كه قراره اوايل آبان ماه از طرف خدا براي ما هديه فرستاده بشه.

چکاب

23 دی ماه رفتم دکتر برام چکاب کامل بنویسه... من هم انجامش دادم و دو روز بعد جواب آزمایش ها رو گرفتم. هنوز به دکتر نشون ندادم. همه چیز نرمال هست. به جز میزان گلبوهای سفید خونم که نمی دونم علتش چی می تونه باشه. شاید عفونتی چیزی باشه. البته باید 9 باشه مال من شده 9/6 و یکی دیگه هم میزان هموگلوبین خونم هست. حالا فردا باید برم دکتر و جواب رو بهش نشون بدم تا ببینم چه اتفاقی افتاده ...
27 دی 1392

پست عکس دار

ادامه مطلب بدون رمز می باشد دیزی بسیــــــــــــــــــــار خوشمزه با ترشی بادمجون شکم پر محشر کیک سیب و دارچین اینم کیک تولد باباجونم البته مال پارسال ...
25 دی 1392

تولد مامان جونم

ديشب تولد مامان جونم بود. براش كيك درست كردم و شب رفتيم خونشون. شام فسنجون خوووووشمزه گذاشته بود... محشر شب خوبي بود. كادو واسه مامانم يه ميوه خوري خيـــــــــلي خوشگل گرفتم. مامانم مثل من ظرف و ظروف خيلي دوست داره. منم ميوه خوري گرفتم كه واسه روز مادر كه فروردينه شكلات خوريش رو هم بخرم. انشالله ساليان سال زنده باشن و سلامت. ...
17 دی 1392

تولد

دیشب تولد داداش کوچیکه بود. و چون شب 28 صفر بود ساده برگزار شد و اکثراً صلوات فرستادیم. البته مامانم از قبل بهش گفته بود انشالله بعد از 28 صفر برات تولد می گیریم و خواهرجون رو دعوت می کنیم. اونم باور کرده بود، خلاصه اینکه شام مهمون من بودن، داداشم وقتی اومد خونمون احساس می کرد که احتمالا من براش کیک گرفتم. اما من خیلی مرموزانه رفتار کردم و هیچ اثری از وجود کیک آبجی پز به جا نذاشتم و تولدشم رو بهش تبریک گفتم. اونم به مامانم گفت: اشکال نداره ولی کاش کیک می گرفتید، من گفتم بذار زنگ بزنم داداش برات بیاره. اونم زود گفت، نــــــــــــه نه نمی خواد زنگ بزنید و من هم الکی بهش زنگ زدم.  و گفتم سر راه که داری میای یه کیک کوچیک بخر وقتی داداشم ...
10 دی 1392

تأخیر

امروز یه روزه که از نیومدن خاله پری می گذره و من همچنان منتظرش هستم. بی بی چک هم استفاده کردم منفی بوده. دیشب به همسری می گم من امشب باید میزبان خاله پری می بودم اما نشد. با تعجب می گه تو تازه یه روز عقب انداختی و چرا یک هفته اس داری می گی من عقب انداختم[نیشخند] واااااااااااااااای خدای من یعنی چی می تونه باشه. بعداً نوشت: بالاخره بعد از 5 روز تشریف فرماااااااااااااااااا شد ...
7 دی 1392
1