ثمره زندگي زيبايمان

بازم تولد

چند هفته قبل تولد بنده بود، کلا ما تو نیمه دوم سال ترافیک تولد داریم و خیلی خیلی بهمون خوش میگذره. بهمن ماه هم تولدم بود و همسری حسابی برام سنگ تموم گذاشت. منو از صبح فرستاد خونه مامانم و تماااااااااااام کارها رو خودش کرد. شام هم از بیرون دو تا مرغ سوخاری خوووشمزه خریده بود که حسابی خوردیم و ترکیدیم. کلـــــــــــــــــــــــــــــی عکس گرفتیم و شاید یکی دوتاش رو براتون بذارم. دیگه اینکه: آها مامانم بهم یه سینی سیلور نسبتا کوچولو داد(بزرگش رو داشتم) واسه دم دستم کوچولو نداشتم. داداشای گلم بهم سکه دادن( از این پارسیان ها) یکی شون 60 تومن بود اون یکی 45 بابام هم بهم یه بلوز شلوار تو خونه ای خوووشگل داد( البته مامان باز خریده بودش) خیلی ...
17 بهمن 1392
1