ثمره زندگي زيبايمان

اينجا دفتر ثبت خاطرات دختري است كه قراره اوايل آبان ماه از طرف خدا براي ما هديه فرستاده بشه.

فقط 14 روز مونده

سلام عزیز دلم. روزهای انتظار دارن کم کم تک رقمی می شن و انتظار همه برای دیدار شما داره به پایان می رسه. شکر خدا بارداری خوبی داشتم، هر چند بعضی وقت ها یه سری مشکل داشتم اما همه اونا رو به شوق اینکه یه کوچولو داره درونم رشد می کنه تحمل می کردم. حسنای نازنینم، دختر قشنگم علاقه من نسبت به روزهای اول بارداری خیـــــــــــــــــــــــــلی خیـــــــــــــــــــلی زیادتر شده و مطمئنم با اومدنت میشی همه زندگی و عمرم. الان که دارم این رو می نویسم شما 36 هفته و 2 روزه هستی و الان چنان خودت رو یه گوشه شکمم سفت کردی که دلم یه وری شده 15 مهر ماه رفتم سونوگرافی اونم با مامان هما، برای اولین بار بود که با بابا جون نرفتیم و مامان هما هم اومد ت...
19 مهر 1393

nt

سلام. الان شما در هفته 12 به سر مي بري و امروز به اتفاق همسر يعني باباي شما رفتيم سونوي ntداديم. كه خدا رو شكر همه چي خوب بود. حالا فردا بايد برم به دكترم نشون بدم. از دكتر سونو پرسيدم كه مي شه احتمال بديد ني ني چي هست كه اونم با دقت گفت:‌فعلا نمي شه چيزي گفت تا يك ماه ديگه،‌اما به نظر مي رسه دختر باشه. اونجا بود كه من از خوشحااااااااااالي در پوست خودم نمي گنجيدم. به مامان جون هم اطلاع دادم و اونم خيلي خوشحال شد.   ...
2 ارديبهشت 1393

8 هفته و 3 روز

امروز 11 روز از سال 93 رو با هم طی کردیم و شما الان 8 هفته و 3 روز هستی. خدا رو شکر تا الان مشکلی نداشتم. سه روز پیش به مامانم خبر دادم. البته نگفتم که شما الان چند هفته هستی. گفتم که تازه خاله پری نیومده آخه ما تو عید یه مسافرت کوچولو داشتیم و نمی خواستم نگرانم بشن الان فقط من و بابا و مامانی می دونیم که خدا شما رو به ما هدیه داده. تو 6 هفته و 4 روزم بود که رفتم سونوگرافی واژینال و صدای قلب شما رو برای اولین بار شنیدم و خدا رو شکر همه چیز عادی و خوب بود. چند تا عکس هست که برات میذارم ...
11 فروردين 1393
1