ثمره زندگي زيبايمان

اينجا دفتر ثبت خاطرات دختري است كه قراره اوايل آبان ماه از طرف خدا براي ما هديه فرستاده بشه.

اولین هدیه های به دنیا اومدنت

سلام به دختر ناز و خوشگل خودم که می خواد یه روز با سواد بشه و انشالله خودش این وبلاگشو اداره کنه. الهی که من قربون اون چشمای خوشگلت بشم مامانی که این نوشته ها رو می خونی حسنای نازم.، عزیز دل مامان و بابا خیلی خیلی دوستت داریم و هر روز روزی هز ار بار خدا رو شکر می کنیم از اینکه اومدی پیش ما عزیزتر از جانمان، چند روزی هست که از خودت صداهای ناز در میاری و به قول معروق قق و بق می کنی. دیگه نگاه چشمای مامانی می کنی و می خندی. بغل بابا خیلی بهت خوش میگذره و تو دست های مهربون باباجون راحت خوابت می بره. بابایی کلی از شما فیلم گرفته از خندیدنت، انواع نگاه کردنت، گریه های ناز و مظلومانت. انشالله که وقت کنی و بتونی همشون رو ببینی. دخت...
29 دی 1393

حال این روزهای ما

سلام دختر گلم. سلام به همه دوستای خوبم این روزها به لطف خدای بزرگ به خوبی و خوشی در حال سپری شدن هستن. دختر کوشولوی ما هر روز داره بزرگتر می شه و روز به روز خواستی تر از روز قبلش می شه. طوری که طاقت دوری اون رو نداریم. دیروز مامانی رفت دندون پزشکی و تو یک ساعتی و نیمی که کنارت نبودم دلم برات پر می کشید. قربون خنده های نازت برم مامانی، وقتی شیرتو می خوری با محبت به صورتم نگاه می کنی و یه لبخند رضایت می زنی که خستگی از تنم بیرون میره مخصوصا نیمه های شب. دورت بگردم دختر قشنگ مامان و بابا. از بابای خوبت هم هر چی بگم کم گفتم. شب ها پا به پای من بیداره و بهم کمک می کنه.من بهت غذا میدم بابا جون باد گلوت رو می گیره و تو رو می خوابونه....
11 آذر 1393
1