ثمره زندگي زيبايمان

عکس نوشت سال 94

بعضی از عکس ها که باهاشون خاطره داریم رو یادم رفته بود برات بزارم مامانی   اینجا کلاغ دیدی و داری میگی داااار عاشق بالکنی.قراره برات اینجا رو موکت کنیم تاج سر خانوم اینجا خونه آقا جون و تولد دایی جونه. دی ماه 94 اینجا هم حدودا یکسال و دو ماهه هستی. قربون اون موهای قشنگت بشم مامانی. هزاااار ماشالله ناز گل خونمون اینجا هم رفتی تو سطل برنج نشستی خودت. و ژست معروفت یکی از بازی های مورد علاقه ات. الانم که با پرده آتلیه این کار رو انجام میدی. مدام باید باهات قایم باشک بازی کنم   ...
22 اسفند 1394

تولد باباجون و سالگرد ازدواج من و بابا جونی

سلام عشق مامان و بابا سلام نفس مامان و بابا، همه وجودم خوبی دختر نازم،قربون اون چشمای قشنگت برم مامان جون. انشالله وقتی این مطلب رو می خونی . سالم و سلامت باشی و ما هم در کنارت باشیم عزیز دلم. هزار ماشالله اینقدر پیشرفت داشتی که دیگه جا می مونم از نوشتن. عزیز دلم وقتی می ریم بیرون اسم همه ماشین ها رو برات می گم، شما هم هی می گی این، اون چند روز پیش داشتیم تو کوچه می رفتیم وعلمک های گاز رو نشون می دادی و می گفتی اون؟ منم گفتم علمک گاز . امروز که رفتیم بیرون ازت پرسیدم علمک گاز کو مامانی شما زود نشون دادی و گفتی ایناااا همه کلمه ها رو تکرار می کنی. همه رو. هزار ماشالله به دختر نازنین مامان و بابا رها جون دختر یکی از همکارای...
17 اسفند 1394
1